علوش
لغت نامه دهخدا
علوش. [ ع ِل ْ ل َ ] ( ع اِ ) از «علش » مشتق، و در کلام عرب شین بعد از لام نیامده است مگر در همین کلمه و نیز در کلمات «لش » و «لشلشة» و «لشلاش ». ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( لسان العرب ). شغال و گرگ.( منتهی الارب ). گرگ ( لغت حمیری است )، و یا شغال. ( از لسان العرب ) ( اقرب الموارد ). || دابه ایست کوچک. || نوعی از ددان. || مرد سبک حریص و آزمند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با علوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دار علوش (به عربی: دار علوش) یک منطقهٔ مسکونی در تونس است که در استان نابل واقع شدهاست. دار علوش ۴٬۵۵۸ نفر جمعیت دارد.
💡 چه حاجتست به تعریف رتبهات که بسی است علوشان ترا رتبه ائمه گوا
💡 باش تا ازرفعت قدر و علوشان شوند نقطههای قاف اقبال بلندش فرقدان
💡 اوج علیین نخوانم همت عالیش را اوج علیین یکی جزو است ز اجزای علوش
💡 هر چند كه سلاطين كفر و اعوان ظلمه در محو آثار آن سعى و كوشش نمايند ظهورش زيادهگردد و رفعت و علوش بالاتر خواهد گرفت. (686)
💡 رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان هست از علوشان برهش فرق سرکشان