علامت گذار

مترادف‌ها

نشان‌گذار، علامت‌گذار

فرهنگستان زبان و ادب

{marksetter} [مهندسی نقشه برداری] شخصی که وظیفۀ او نصب علامت های نقشه برداری است

جمله سازی با علامت گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گویاترین کشفیات در چغامیش اثر مهرهای استوانه‌ای است. این مهرها قطعات سنگی بودند که روی آن‌ها تصاویری حک شده بود که با این وسیله روی ظروف و غیره علامت گذاری می‌کردند.

💡 است، واحدهای بزرگتر ممکن است در علامت گذاری انرژی فوتون‌های با فرکانس بالاتر و انرژی بالاتر، مانند پرتوهای گاما، در مقابل فوتون‌های با انرژی کمتر، مانند آنهایی که در محدودهٔ فرکانس رادیویی هستند، مفیدتر از طیف الکترومغناطیسی باشند.

💡 تا اینکه مرحوم مغفور ولی خان با چندی از تنفگ چیان طایفه به سمت منطقه مرزی رفت و مرز بین دو طایفه غوری و جاوید را علامت گذاری کرد

💡 در بازی نسخه کاغذی شلیک اصابت شده را با ضربدر و عدم اصابت را با نقطه در خانهٔ مورد نظر نشان می‌دهند. هر بازیکن موظف است شلیک‌های خود را در منطقه دشمن و شلیک‌های حریف را در منطقه خودی علامت گذاری کند.

💡 تأثیر علامت گذاری لیزر برای مواد "لیزرپذیر" که به طور خاص طراحی شده‌اند و همچنین برای برخی از رنگها، بارزتر است. این مواد شامل پلیمرهای حساس به لیزر و آلیاژهای جدید فلزی می‌­شود.

💡 در تاج و لنگر از سه تاس مخصوص استفاده شده است. اندازه و شکل تاس ها با تاس های استاندارد برابر است، اما به جای یک تا شش پیپ، با شش علامت علامت گذاری می شوند: تاج، لنگر، الماس، بیل، چماق و قلب. (چهار مورد آخر همان نمادهایی هستند که در کارت های بازی استفاده می شود.)

💡 در مسیرهای پرپیچ و خم کوهستانی، نصب یک علامت گذار دقیق می‌تواند از گم شدن کوهنوردان در مه‌آلودترین شرایط جوی جلوگیری کند.

💡 کارشناسان نقشه‌کش باید با دقت بسیار زیاد، هر علامت گذار را در جای درست قرار دهند تا مسیر اصلی از راه‌های فرعی مشخص شود.

💡 استفاده از یک علامت گذار دیجیتال در اپلیکیشن‌های ناوبری، به کاربران کمک می‌کند تا با اطمینان بیشتری به مقصد نهایی خود برسند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران