لغت نامه دهخدا
عفف. [ ع َ ف َ ] ( اِ صوت ) آواز سگ. ( آنندراج ). عفعف. عف. رجوع به عف و عفعف شود:
ز معاملات جهان کد، تو برآ کزین همه دام و دد
عفف سگی به سگی خورد لگد خری به خری رسد.میرزا بیدل ( از آنندراج ذیل عف ).
عفف. [ ع َ ف َ ] ( اِ صوت ) آواز سگ. ( آنندراج ). عفعف. عف. رجوع به عف و عفعف شود:
ز معاملات جهان کد، تو برآ کزین همه دام و دد
عفف سگی به سگی خورد لگد خری به خری رسد.میرزا بیدل ( از آنندراج ذیل عف ).
آواز سگ عفعف عف
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۴(بار)
عفّت به معنی مناعت است در شرح آن گفتهاند: حالت نفسانی است که از غلبه شهوت بازدارد پس باید عفیف به معنی خود نگه دار و با مناعت باشد. بیخبر آنها را از مناعتشان غنی میپندارد.. آنانکه قدرت تزویج ندارند خود نگهداری و عفّت پیش گیرند تا خدا از کرم خویش آنها را بی نیاز گرداند. در نهج البلاغه حکمت 68 آمده: «وَالْعَفافُ زیَنةُالْفَقْرِ» تملک نفس و مناعت زینت فقر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چقدر معاملهی جهان شده تنگ زبن همه ناکسان که چو سگ به حاصل استخوان کند آدمی عفف غرض
💡 گویا عففتراش و خموشان تپش تلاش خرد و بزرگ یک سگ عقرب گزیدهاند