عضات

لغت نامه دهخدا

عضات. [ ع َ ] ( ع اِ ) هر درخت خاردار را گویند مطلقاً. ( برهان ). عضاة. رجوع به عضاة شود.
عضاة.[ ] ( ع اِ ) کرتن کله، که آن نوعی حیوان شبیه سوسماراست. این نام در کتاب شرایع محقق در شمار محرمات ذکر شده، و محشی معنی آن را «کرتن کله » ذکر کرده است و صحیح می باشد. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ): وکذا یحرم الیربوع و القنفذ و الوبر و الخز و الفنک و السمور و السنجاب و العضاة و اللحکة. ( شرایع محقق حلی، کتاب الاطعمة و الاشربة ). رجوع به کرتن کله شود.

جمله سازی با عضات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زحمت رنجوری تو، گرچه روزی چند داد گوش ملت را گرانی، چشم دولت را عضات

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران