عشق گفتن

لغت نامه دهخدا

عشق گفتن. [ ع ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سلام کردن. ( ناظم الاطباء ). به معنی مصدر عشق زدن است. ( از آنندراج ). رجوع به عشق و عشق زدن شود:
ز من عشقی بگو دیوانگان عشق راوحشی
که من زنجیر کردم پاره از دارالشفا رفتم.وحشی ( از آنندراج ).به بوستان تو عشقی بلند میگویم
چو شبنم از گل رویت نبود میشویم.صائب ( از آنندراج ).شدم پائین نافش گام چندی
حیا را گفته ام عشقی بلندی.حکیم زلالی ( در تعریف دختر زال، از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سلام کردن به معنی مصدر عشق زدن است

جمله سازی با عشق گفتن

💡 رویگری خوانندهٔ موسیقی متن فیلم سینمایی ساعت فاجعه در سال ۱۳۵۱ را برعهده داشته است. رویگری سه آلبوم موسیقی با نام‌های از عشق گفتن و غوغا و کازابلانکا به بازار هنر عرضه کرده است.

💡 وی سوسن تر دراز کردی تو زبان اندیشه راز عشق گفتن داری

💡 نمکین بود که صحبت به تو اتفاقم افتد من و سوز عشق گفتن، تو و عشوه سازکردن

💡 چون زنم او را؟! که ز مهر و ز عشق گفتن گستاخ نمی‌یارمش

ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز