عشرتگه
مترادفها
خوشگذرانیگاه، جای خوشی
لغت نامه دهخدا
عشرتگه. [ ع ِ رَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) عشرتگاه. محل عشرت و طرب:
نیروده توست ناف خرچنگ
عشرتگه تو دهان ضیغم.خاقانی.
جمله سازی با عشرتگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردن درین سراچه فانی به کام دل تاریخ مولد تو به عشرتگه بقاست
💡 آراست یکی حجله، چو عشرتگه کاووس کآنجا چو گل تازه کشد مهد فرنگیس
💡 دل را جز آن پریرو عشرتگهی نباشد آئینه جز جمالت باغ دگر ندارد
💡 سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی بهشت ماست در هر جا که باشد روی خندانی
💡 ساغر گل را چو باد صبح در گرد آورد گلستان عشرتگه پیمانهنوشان میشود
💡 رفتیم به خوابِ غم از افسانهٔ وحشی او را که به عشرتگه ما راهنما شد
💡 در داستانهای قدیمی و افسانهای، اشرافزادگان برای گذراندن اوقات خوش و لذتهای زندگی خود به باغهای مخفی و عشرتگه های بسیار مجلل در حاشیه شهر مراجعه میکردند.
💡 شاعر با توصیف زیباییهای بیپایان طبیعت، آن را به عنوان یک عشرتگه طبیعی برای روح انسان معرفی کرد که میتواند خستگیهای روزمره را از بین ببرد.
💡 فضای آرام و دلپذیر آن باغ قدیمی و خلوت، گویی برای تبدیل شدن به یک عشرتگه دائمی برای کسانی که به دنبال آرامش هستند، طراحی شده بود.