عربی زاده
مترادفها
عربتبار
لغت نامه دهخدا
عربی زاده. [ ع َ رَ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه نژاد از عرب دارد. زاده عرب. فرزند عرب:
مولای من است آن عربی زاده حُر
کاخر بدهان ِ حلو میگوید مر.سعدی.
فرهنگ فارسی
آنکه نژاد از عرب دارد زاده عرب
جمله سازی با عربی زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دگر داده شهنشاهش یکی اسب عربی زاده، تازی، خوب و دل چسب
💡 عربی زاده ای که مولد او باد بر صاحب عجم میمون
💡 عمر گر، به شود، بدهد ترا اسب عربی زاده تازی خوب و دل چسب
💡 او که یک نویسنده عربی زاده است، توانسته با استفاده از مهارتهای زبانی خود، آثار ترجمه شده بسیار ارزشمندی خلق کند.
💡 بسیاری از شخصیتهای تاریخی برجسته در این منطقه، افرادی عربی زاده بودند که فرهنگ و تمدن منطقه را بسیار غنی کردند.
💡 زندگی یک فرد عربی زاده در محیطی متفاوت، میتواند دیدگاههای او را نسبت به جهان و فرهنگهای مختلف گسترش دهد.