عذر ناموجه

مترادف‌ها

بهانه، عذر غیرموجه

متضادها

عذر موجه

لغت نامه دهخدا

عذر ناموجه. [ ع ُ رِ م ُ وَج ْ ج َه ْ ] ( ترکیب وصفی ) اعتذار غیرقابل قبول. بهانه نادرست. عذر نادرست. پوزش ناپذیرفتنی.

فرهنگ فارسی

اعتذار غیر قابل قبول بهانه نادرست

جمله سازی با عذر ناموجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او در پاسخ به يك عذر ناموجه متوسل گرديد و گفت: من از او بهترم، بهدليل اينكه مرا از آتش آفريده اى و او را از خاك وگل ! (قال انا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين ).

💡 مدیر شرکت اعلام کرد که هیچ‌گونه عذر ناموجهی برای غیبت‌های مکرر کارکنان در جلسات مهم صبحگاهی قابل قبول نخواهد بود و باید به کار گرفته شود.

💡 در دادگاه تاکید شد که ارائه هرگونه عذر ناموجه برای عدم حضور در جلسات دادرسی منجر به جریمه‌های سنگین و اقدامات انضباطی برای متهم می‌شود.

💡 دانش‌آموزان باید بدانند که ارائه عذر ناموجه برای نمره نگرفتن در امتحانات نهایی هیچ راهی برای جبران نمرات از دست رفته از آن‌ها نخواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران