طوله

لغت نامه دهخدا

طوله. [ ل َ ] ( اِ ) اسم اندلسی قیطل است که بیونانی سفیددلیون نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). فیطل. و رجوع به دزی ج 2 شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گونه ای نرم تن از رده دو کفه ییها که مخصوص دریاهای گرم است و دارای صدفی است که زواید خار مانندی دارد. قد صدف آن متوسط است. این جانور در اقیانوس هند فراوان است.
اسم اندلسی قیطل است که بیونانی سفید دلیون نامند.

جمله سازی با طوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چون ازین فارغ شدم، اینک‌ بسر تاریخ باز شدم. و اللّه المسهّل بحوله و طوله‌.

💡 پس چون تیر بنشانه رسید خبر داد مصطفی (ع) در عالم حکم که «خلق اللَّه آدم علی صورته و طوله ستون ذراعا»