لغت نامه دهخدا
طؤری. [ طُءْ ری ی ] ( ع اِ ) طؤوی. گویند: ما بالدار طؤری؛ نیست در خانه کسی. ( منتهی الارب ). رجوع به طؤوی شود.
طوری. [ ری ی ] ( ع ص، اِ ) وحشی از مردم و مرغ و کبوتر. ( منتهی الارب ). وحشی. ( مهذب الاسماء ). اسم طیور وحشی است و حمام را نیز گویند. ( فهرست مخزن الادویه ). رمیدگی و وحشت. ( برهان ) ( آنندراج ).
طوری. ( اِ ) توری. قسمی پارچه. || لیف. || کیسه مانندی کوچک شبیه طور که در برخی از چراغها که با نفت سوزد بکار رود.