طمام

لغت نامه دهخدا

طمام. [ طَ م ِ ] ( اِخ ) شهری است بنزدیکی حضرموت و آنجا کوهی است بلند و گویند بر چکاد آن شمشیری نهاده شده است، چون آدمی بسوی آن نگرد یا دست بدان یازد باکی نبود اما چون آهنگ بردن آن کند از همه جانب سنگسار شود تا آنگاه که شمشیر ازدست فروگذارد. یاقوت پس از نقل این داستان گوید که این حکایت از اکاذیب است و من آن را محض یادآوری مسائل شگفت انگیزی که آورند یاد کردم. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با طمام

💡 پيروان ذكرياى طمامى را گويند. او از مردم طمام در حضر موت است كه بهسال 319 قمرى ادعاى خدائى كرد. او نيز متهم به اباحيگرى است. سر انجام بدست يكىاز يارا خود كشته شد.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز