طرایق

لغت نامه دهخدا

طرایق. [ طَ ی ِ ] ( ع اِ ) طرائق. ج ِ طریقة. راهها. یقال: هذا طریقة قومهم و طرائق قومهم. ( منتهی الارب ): چه تنفیذ شرایع دین و اظهار طرایق... بی سیاست پادشاه دیندار صورت نبندد. ( کلیله و دمنه ). || هؤلاء طرائق ُ قومهم، للرجال الاشراف. ( تاج العروس ). || قوله تعالی: کنا طرائق قدداً؛ ای فرقاً مختلفةٌ اهوائنا ( منتهی الارب )؛ ای اهواء مختلفة، و فرقاً شتی: ما بر هوای مختلف بوده ایم و بر راههای پراکنده، بهری مؤمن و بهری کافر، بهری منافق. ( قرآن 11/72، از تفسیر ابوالفتوح رازی ). || ( ص ) ثوب طرائق؛ جامه کهنه. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) طرائق البیض؛ خطوطه التی تسمی الحبک. ( تاج العروس ).

فرهنگ معین

(طَ یِ ) [ ع. طرائق ] (اِ. ) جِ طریقه.

فرهنگ عمید

= طریقه

فرهنگ فارسی

راه ها، روشها، طرائق الدهر:پیش آمدهای روزگار
جمع طریق ۱ - راهها وجوه. ۲ - روشها مسالک.

ویکی واژه

طرائق
جِ طریقه.

جمله سازی با طرایق

💡 در دوران پیش از اسلام دف در موسیقی ایرانی و کُردی حضور داشته به‌طوری‌که رد پای ریتم‌های آن هنوز در موسیقی کردی وجود دارد، اما با ورود اسلام این ساز جهت بقای خود در خانقاه‌ها و تکایای کردستان بست نشست و برای بیش از ۱۳ قرن در خانقاه‌های کردستان همدم دراویش کردستان شد و با ذکر و سماء آنها آمیخته شد بطوریکه ذکرها در هر مقامی با ریتم خاص خود در دف همراه هستند و بعبارتی هر ذکری مقام خود را دارد که مقام‌های دف نام دارند. مقام‌های دف در طرایق کسنزانی و قادری و دیگر طرایق از ۷ تا ۱۰ مقام اصلی هستند. این بست نشینی دف تا سال ۱۳۵۳ ادامه داشت تا این که به اهتمام محمدرضا لطفی و با زحمات بیژن کامکار این بست به پایان رسیده و در این سال پس از قرن‌ها در اجراهای عمومی و در موسیقی غیرعرفانی استفاده شد.

💡 حضور مطلق خداوند از سوی سیستم‌های مذهبی مختلف، به طرایق متفاوتی متصور شده‌ است. در باورهای یکتاپرستی مانند مسیحیت، یهودیت و اسلام، خدا و جهان از یکدیگر جدا هستند. اما خدا در همه‌جا حضور دارد. در باورهای همه‌خدایی، خدا و جهان یکی هستند. در باورهای خدافراگیردانی، خدا جهان را فرا گرفته‌است، اما در فراتر از آن در زمان و فضا گسترش یافته‌است.