طبیق
مترادفها
مطابق، هماهنگ، سازگار
متضادها
مختلف، ناهمگون
لغت نامه دهخدا
طبیق. [ طَ ] ( ع اِ ) ساعتی از شب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، طُبق.
طبیق. [ طَ ] ( ع ص، اِ ) زمانه دراز. یقال: قام عنده طبیقاً؛ ای زماناً طویلاً. || موافق. برابر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جمله سازی با طبیق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فرایند ضبط دیوار صوت، میکروفنهای موجود در استودیو اجرای موزیسین را ضبط مینمود. این اصوات ضبط شده پس از آن، به یک اتاق پژواک انتقال مییافت (اتاق زیرزمینی که با بلندگو و میکروفن پر شده بود)، جایی که سیگنال ارسالی از استودیو توسط بلندگوهای موجود در اتاق پژواک پخش شده و پس از انعکاس در فضا و شکلگیری ریورب، مجدداً توسط چند میکروفن ضبط شده و به اتاق کنترل ارسال میشد. این سیستم ریوربراسیون طبیقی صدا که از طریق برخورد امواج صوتی به دیوارهای سخت اتاق پژواک شکل میگرفت، عنصر اصلی تمایز متد تنظیم اسپکتور بود که به آثار او صدایی غنی و پیچیده میبخشید. همین امر موجب میشد که طنین آهنگهای اسپکتور از سیستمهای رادیویی دارای تمایزی چشمگیر با دیگر آثار موجود در دوران خود باشد.
💡 نتایج حاصل از آزمایشهای آزمایشگاهی باید با استانداردهای جهانی که برای این ماده تعیین شده است، کاملاً طبیق و همخوانی داشته باشد.
💡 برای اطمینان از صحت نتایج آزمایش، باید دادههای بهدستآمده را با پیشبینیهای اولیه و تمامی استانداردهای علمی موجود کاملاً طبیق داد.
💡 در این تحلیل آماری بسیار پیچیده، تلاش شد تا رفتار مصرفکنندگان با الگوهای رفتاری مشاهده شده در سالهای گذشته به دقت طبیق داده شود.