لغت نامه دهخدا
طاق زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طاق ساختن. ساختن بنای طاق را. تسقیف. سقف زدن.
طاق زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طاق ساختن. ساختن بنای طاق را. تسقیف. سقف زدن.
( مصدر ) طاق ساختن سقف زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصطلاحات آن روزی شهر که در اطرافش فعالیت میشد، عبارت بود از سنگفرش کوچهها و خیابانها (در آن تاریخ اغلب نقاط شهر خاکی و به مجرد ریزش باران غیرقابل عبور بود)، طاق زدن زیر معابر به منظور عبور فاضلاب (گودالهایی از بارندگی تشکیل میشد که مردم مجبور بودند به گرده افراد سوار شده از منطقه آب گرفته بگذرد)، رسیدگی به قصابخانه و نانواها و تنظیفات شهری و شمارهگذاری در شبکهها و از این قبیل که هر یک در آن زمان دارای اهمیت خاصی بودند.