طاق زدن
مترادفها
قوس ساختن، دیوار بستن
لغت نامه دهخدا
طاق زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طاق ساختن. ساختن بنای طاق را. تسقیف. سقف زدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) طاق ساختن سقف زدن.
جمله سازی با طاق زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اصطلاحات آن روزی شهر که در اطرافش فعالیت میشد، عبارت بود از سنگفرش کوچهها و خیابانها (در آن تاریخ اغلب نقاط شهر خاکی و به مجرد ریزش باران غیرقابل عبور بود)، طاق زدن زیر معابر به منظور عبور فاضلاب (گودالهایی از بارندگی تشکیل میشد که مردم مجبور بودند به گرده افراد سوار شده از منطقه آب گرفته بگذرد)، رسیدگی به قصابخانه و نانواها و تنظیفات شهری و شمارهگذاری در شبکهها و از این قبیل که هر یک در آن زمان دارای اهمیت خاصی بودند.
💡 معماران باستانی برای استحکام بخشیدن به سقفهای سنگین بناهای تاریخی، از مهارتهای خود در طاق زدن و استفاده از قوسهای هندسی بسیار پیچیده بهره میبردند.
💡 کارگران ساختمانی با دقت بسیار بالا و مهارت زیاد مشغول طاق زدن بالای درگاه اصلی ساختمان بودند تا زیبایی و شکوه خاصی را به نمای جلویی بنا ببخشند.
💡 هنر ظریف طاق زدن در معماری اسلامی، نه تنها یک روش سازنده، بلکه راهی برای خلق زیباییهای بصری و ایجاد فضاهای بسیار روحانی در مساجد است.