صیقل ده

لغت نامه دهخدا

صیقل ده. [ ص َ ق َ دِ ] ( اِخ ) دهی است جزء بلوک خورکام دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت، واقع در 25 هزارگزی خاور رودبار و33 هزارگزی رستم آباد. کوهستانی و معتدل است. 250 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، بنشن، لبنیات و گردو. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. عده ای از سکنه برای تأمین معاش به گیلان رفته و برمیگردند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
صیقل ده. [ ص َ ق َ دِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بخش آستانه شهرستان لاهیجان، واقع در 18 هزارگزی شمال خاوری آستانه و 6 هزارگزی دهشال. این ده در جلگه واقع و هوای آن معتدل و مرطوب است. 400 تن سکنه دارد. آب آن از سالارجوب سفیدرود. محصول آنجا برنج، بنشن، صیفی و مرغابی. شغل اهالی زراعت و صید است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان بخش آستانه شهرستان لاهیجان

جمله سازی با صیقل ده

💡 جبین چون گل اگر صیقل دهی از چین ناکامی به هر منزل کنی آرام باغ دلگشا گردد

💡 آن سینه و چون سینه صیقل ده آیینه آن سینه که اندر خود صد باغ ارم دارد