صیادان

لغت نامه دهخدا

صیادان. [ ص َی ْ یا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون،واقع در 31000 گزی جنوب خاور فهلیان و 25000 گزی شوسه کازرون به فهلیان. کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریائی است. 75 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی

دانشنامه عمومی

صیادان (گلشن). صیادان، روستایی در دهستان جالق بخش مرکزی شهرستان گلشن در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۶۵ نفر ( ۸۰ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با صیادان

💡 کوترماهیان نیز همانند کوسه‌ها مشکلی برای صیادان صنعتی به حساب می‌آیند.

💡 کوه های اطراف این روستا بشدت مورد حفاظت محیط زیست می باشد که دلیل آن وجود صیادان و صید بی رویه در این منطقه بسیار زیباست.

💡 عکس صیادان که صید خویش را از پی روند صیدش از پی میرود تا شایدش پروا کند

💡 بر امید دانه خود را بلبل ما کرد اسیر مرغ ما در دام صیادان بی پروا فتاد

💡 کوه‌های اطراف این روستا بشدت مورد حفاظت محیط زیست می‌باشد که دلیل آن وجود صیادان و صید بی‌رویه در این منطقه بسیار زیباست.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
تیردان یعنی چه؟
تیردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز