لغت نامه دهخدا
صوفی طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) صوفی طبیعت. صوفی نهاد:
مانده من با نگار صوفی طبع
آن بصد جان صافی ارزنده.سوزنی.رجوع به صوفی و صوفیه شود.
صوفی طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) صوفی طبیعت. صوفی نهاد:
مانده من با نگار صوفی طبع
آن بصد جان صافی ارزنده.سوزنی.رجوع به صوفی و صوفیه شود.
صوفی طبیعت صوفی نهاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز بر عشاق صوفی طبع صافی جان گمار آن دو صف جادوی شوخ دلبر جان دوز را
💡 منده من نگار صوفی طبع آن بصد جان صافی ارزنده