لغت نامه دهخدا
صورت بینی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل صورت بین. ظاهربینی. به ظاهر نگریستن. مقابل معنی بینی. رجوع به صورت بین شود.
صورت بینی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل صورت بین. ظاهربینی. به ظاهر نگریستن. مقابل معنی بینی. رجوع به صورت بین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صورت بینی سیمین تو انگشت نبی ست که رخت گشته دو نیم است ازو ماه مثال