لغت نامه دهخدا
صوابکار. [ ص َ ] ( ص مرکب ) آنکه کار صواب کند. مصیب. مقابل گناهکار. رجوع بصواب شود.
صوابکار. [ ص َ ] ( ص مرکب ) آنکه کار صواب کند. مصیب. مقابل گناهکار. رجوع بصواب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صوابکار بود هر که دوست دارد مدح صوابکار همی باش و رستی از همه غم
💡 ز برای چون تو ماهی، سزد اینچنین گناهی که صوابکار باشد خرد از چنین خطایی