صناء

لغت نامه دهخدا

صناء. [ ص ِ ] ( ع اِ ) خاکستر. || چرک. || ریم. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با صناء

💡 20- بُسر بن ارطاة يك از سنگدلترين و خشن ترين فرماندهان معاويه بود كهبراى تجاوز و هتاكى به شهرهاى مدينه، مكه، طائف، يمن، نجران، اءرحب، صناء اعزامشده بود و ماءمور بود كه هر چه از شيعيان على عليه السّلام را ببيند به طور فجيعىبه قتل برساند او هم در نهايت قساوت حدود سى هزار از شيعيان امام عليه السّلام را بهشهادت رساند و حتى به كودكان و پيران هم رحم نكرد، بعد از اين همه جنايات بُسر بنارطاة حضرت درباره او فرمود: ((خدايا او را نميران تاعقل او را از او بگيرى. ))سپس نقل مى كنند كه پس از اين نفرين طولى نكشيد كهعقل بُسر زايل شد و پيوسته مى گفت: شمشيرى بدهيد تا با آن مردم را بكشم. شمشيرچوبى به او دادند و با آن آنقدر به اين طرف و آنطرف مى زد تا غش مى كرد و به همينحال بود تا مُرد. (1 الغاراب جلد 2 ص 628591. 2 تاريخ طبرى جلد 3 ص106108. 3 تاريخ يعقوبى جلد 1 ص 189186. 4 زندگانى اميرالمؤ منين ص694702. 5 تاريخ سياسى اسلام ص 332. 6 فروغ ولايت ص 746.

💡 اميرالمؤ منين عليه السلام فرمانداران شهرها را بر حسب كفايت و درايت تعيين فرمود ومحروميت بنى هاشم و غير قريش را رفع كرد. و از انصار قيس بن سعد بن عباده را والىمصر و عثمان بن حنيف را والى بصره و سهل بن حنيف را والى مدينه فرمود. و از بنى هاشمقثم بن عباس را والى مكه و عبيدالله بن عباس را والى صناء يمن، و پس از جنگجمل عبدالله بن عباس را والى بصره نمود. و همچنين ديگران را در شهرهاى ديگر.