صعداء

لغت نامه دهخدا

صعداء. [ ص َ ] ( ع اِمص ) مشقت و دشواری. ( منتهی الارب ).
صعداء. [ ص ُ ع َ ] ( ع ص، اِ ) دم سرد دراز. ( منتهی الارب ). نفس دراز. ( مهذب الاسماء ). تنفس الصعداء؛ ای التنفس الممدود. ( بحر الجواهر ). تنفس طویل ممدود. دم سرد. آه دراز.

فرهنگ معین

(صُ عَ ) [ ع. ] (اِ. ) آه سرد، نفس بلند.

ویکی واژه

آه سرد، نفس بلند.

جمله سازی با صعداء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الفجر - يرحمك الله - هو الخيط الابيض المعترض ليس هوالابيض ‍ صعداء فلاتصل فى سفر ولاحضر حتى تتبينه فان الله تبارك و تعالى لميجعل خلقه فى شبهه من هذا ((كلوا و اشرلوا حتى يتبين لكم الخيط الابيض ‍ من الخيطالاسود من الفجر (229).

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
مکانیسین یعنی چه؟
مکانیسین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز