صراء

لغت نامه دهخدا

صراء. [ ص َ ] ( ع اِ ) ج ِ صرایة است. ( منتهی الارب ).
صراء. [ ص َرْ را ] ( ع ص ) صخرةٌ صراء؛ سنگ سخت. ( منتهی الارب ). صماء. ( قطر المحیط ). || حیةٌ صراء؛ مار که دوا نپذیرد. ( منتهی الارب ).
صراء. [ ص ُرْ را ]( ع اِ ) ج ِ صاری. ( منتهی الارب ). رجوع به صاری شود.

جمله سازی با صراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «حبس» و «مسیب» لقب دومرد بود، که بعداً به «آل حبس» و «آل مسیب» معروف گشتند. این دومرد جنب در جنب و در جوارهم در صحرای پهناوری به نام (الدهنا) که سرسبز و زیبا بود نشستند، سالیان متمادی باهم بودند، منطقه شان پر از غلات وفیر، و چراگاه‌های وافری برای دام‌های دو فریق بود، در صراء و ضراء یار ویاور هم بودند، تا اینکه حادثه أی اتفاق افتاد وبین دو قوم جنگ خونینی رخ داد و بسیاری از دو طرف کشته شدند، بعد از این حادثه، قوم متفرق شدند وهرکس رو بدیاری نمود.