شیطان صفت

لغت نامه دهخدا

شیطان صفت. [ ش َ / ش ِ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب ) که صفت و خوی شیطان دارد. دیوسرشت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

که صفت خوی شیطان دارد دیو سرشت

جمله سازی با شیطان صفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موی شیطان صفت او دلم از راه ببرد آری ابلیس کند آدمیان را گمراه

💡 «افراد مطیع شاه – یعنی داوود بیک، حاکم لزگی و سُرخای، حاکم غازی‌قموق – علیه سرور خود شورش کرده‌اند، با حمله به شهر شماخی آن را تصرف کرده و حمله‌ای غارت گرانه‌ای علیه بازرگانان روس انجام داده‌اند. با توجه به امتناع داوود بیک از پرداخت غرامت، ما ناچار هستیم سپاهی را علیه شورشیان یاد شده و راهزنان شیطان صفت راهی کنیم.»

💡 از سوی دولت آمریکا گروهی از خوکچه‌های هندی تحت عنوان مأموریت جاسوسی خاصی اعزام می‌شوند. آن‌ها باید با یک مدیر شرکت شیطان صفت و سودجو که می‌خواهد با اختراع لوازم‌های خانگی خود جهان را به تصرف درآورد مبارزه جاسوسی کنند.

💡 در یک شهر خیالی سه گروه اجنه،پری ها و انسانها به دنبال بدست آوردن یک چوب جادویی هستند. تنها جن پلیس این کشور با کمک همکارش مانع از برتری یافتن یک پری شیطان صفت می شوند.

💡 در دنباله این بازی کلب توسط شرکت اهریمنی به نام کابال دوباره زنده می‌گردد و جنگی همه جانبه را با صاحبان شیطان صفت آن آغاز می‌کند.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز