شیرین دانه

لغت نامه دهخدا

شیرین دانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح خشکبارفروشی، بادام، پسته، زردآلو و جز آن که هسته شیرین دارد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح خشکبار فروشی: بادام پسته زرد آلو و جز آن را که هسته شیرین دارد

جمله سازی با شیرین دانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا چه شیرین دانه‌ای بودست خالش کاینچنین مرغ دل‌ها را به کام زلف دلبر می‌کشد

💡 کشاورزان در این منطقه همیشه سعی می‌کنند از بذرهای خاصی استفاده کنند که در نهایت محصولی با دانه‌های شیرین و باکیفیت برای بازار تولید کنند.

💡 این نوع گیاه پس از رشد کامل، میوه‌ای بسیار کوچک دارد که در درون آن یک شیرین دانه قرار گرفته که برای پرندگان بسیار مفید است.

💡 در وصف این میوه افسانه‌ای آمده است که هر کس با خوردن آن شیرین دانه، طعم شادی و خوشبختی را در تمام زندگی خود حس می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران