لغت نامه دهخدا
شیرین دانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح خشکبارفروشی، بادام، پسته، زردآلو و جز آن که هسته شیرین دارد. ( یادداشت مؤلف ).
شیرین دانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح خشکبارفروشی، بادام، پسته، زردآلو و جز آن که هسته شیرین دارد. ( یادداشت مؤلف ).
در اصطلاح خشکبار فروشی: بادام پسته زرد آلو و جز آن را که هسته شیرین دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چه شیرین دانهای بودست خالش کاینچنین مرغ دلها را به کام زلف دلبر میکشد