لغت نامه دهخدا
شگنان. [ ش ِ ] ( اِخ ) نام قریه ای به حوالی بلخ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شکنان شود.
شگنان. [ ش ِ ] ( اِخ ) نام قریه ای به حوالی بلخ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شکنان شود.
نام قریه به حوالی بلخ.
شَگنان
(یا: شَکبان؛ شَکنان؛ سَنکان) در شاهنامۀ فردوسی، اشراف زاده ای ایرانی که پس از کشته شدن یَزدگِرد سوم خود را شایستۀ جانشینی یزدگرد و پادشاهی ایران می دانست؛ شگنان در شاهنامه نام ناحیه ای در توران زمین نیز هست. شمیران شَگَنی از مردم این ناحیه بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه پاک در پیش خسرو بریم ز شگنان و چین هدیهٔ نو بریم