لغت نامه دهخدا
شکرپای. [ ش َ ک َ ] ( ص مرکب ) شکرپا. لنگ. ( آنندراج ):
سخن می بشکنی یا وقت گفتن
ز تنگی دهانت شد شکرپای.حسن دهلوی ( از آنندراج ).و رجوع به شکرپا شود.
شکرپای. [ ش َ ک َ ] ( ص مرکب ) شکرپا. لنگ. ( آنندراج ):
سخن می بشکنی یا وقت گفتن
ز تنگی دهانت شد شکرپای.حسن دهلوی ( از آنندراج ).و رجوع به شکرپا شود.
شکر پا لنگ
💡 مبادا رود پای نعمت ز جای فروبندش از رشته شکر پای
💡 در قیامت به صد زبان همه شکر پای مرد سدید حمدونم
💡 ببند شکر پای بنده بستی به منت بنده را کردی تو احکام