شکار دوست

لغت نامه دهخدا

شکاردوست. [ ش ِ ] ( ص مرکب ) که شکار دوست دارد. که نخجیرکردن دوست دارد. که علاقه به شکار دارد:
دشمن تو ز تو چنان ترسد
که ز باز شکاردوست کلنگ.فرخی.او شکاردوست [ بود ] و همه شب گردیدی به شکار جستن. ( مجمل التواریخ و القصص ). امیر بلخ مردی شکاردوست بود. ( اسکندرنامه، نسخه سعید نفیسی ).

فرهنگ فارسی

که شکار دوست دارد که علاقه به شکار دارد.

جمله سازی با شکار دوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد تن شهید شهرت و یک تن شهید عشق آن هم به سعی غمزه ی مردم شکار دوست

💡 کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد شکار دوست بت آدمی شکار من آمد

💡 شکار دوست نبودم شکار دوست شدم ز عشق آن دو شکر کز لبت شکار من است

💡 هرگز چو همت تو نباشد شکار دوست لیکن همه ز شکر گزیند شکار خویش

💡 باز آن شکار دوست، ز ابرو کمان کشید دل صید کرده تیر مژه سوی جان کشید

💡 دشمن تو ز تو چنان ترسد که ز باز شکار دوست کلنگ

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز