شوون
مترادفها
امور، مسائل، کارها
لغت نامه دهخدا
شؤون. [ ش ُ ئو ] ( ع اِ ) ج ِ شأن. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شأن و شؤن شود.
فرهنگ فارسی
جمع شان
جمله سازی با شوون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتى انسان مشغول مطالعه و سير در آيات نفس خود شود و ببيند چگونه به پروردگارخويش احتياج دارد و چطور در تمامى اطوار و همه شوون زندگيش نيازمنديهايى دارد، آنگاهبه حقيقت عجيبى بر مى خورد، چون مى بيند نفسش وابسته و مربوط به عظمت و كبريا وخلاصه وجود و حيات و علم و قدرت و شنوايى و بينايى و اراده و محبت ديگرى است، وجميع صفات و افعال نفسش قطره ايست از دريايى بيكران و خوشه ايست از خرمنى بىپايان، مخزنى كه دربها و روشنى و جمال وجلال و كمال وجود و حيات و قدرت و ساير كمالات غير متناهى است.
💡 ثالثا، برابر حكومت اسماء و حاكميت صفات الهى هر كسى كه مظهر اسم برتر يا وصففائق است مطاع كسى است كه در همان راستا، نه در مسير ديگر و در همان ظهور، نه درظهورهاى ديگر مظهر اسم نازل يا وصف سافل است. رابعا، بر اثر توزيع مناصب الهىو تقسيم شوون ربانى اگر كسى مجلاى فيض خاص تكوين بود و ديگرىمحل تجلى فيض ويژه تشريع، انقياد متعاكس و تبعيتمتقابل براى آنها نسبت به يكديگر معقول و مقبول است.