شور کردن

لغت نامه دهخدا

شور کردن. [ ش َ / شُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشورت و کنکاش نمودن. ( ناظم الاطباء ). مشورت کردن. مشاوره کردن. رجوع به شور و شوری شود.
شور کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرنمک کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). تملیح. ( منتهی الارب ).
- شور کردن آب؛ کنایه از ناسازگار کردن کار. ایجاد دشمنی و اختلاف کردن:
کسی را که دانی تو از تخم تور
که بر خیره کردند این آب شور.فردوسی. || بانگ و خروش کردن. فغان و فریاد کردن:
نه جنبید رستم نه بنهاد گور
زواره همی کرد از آن گونه شور.فردوسی.پس آن شاهزاده برانگیخت بور
همی کشت مرد و همی کرد شور.فردوسی.با آنکه کنند ناله و شور
نتوان پس مرده رفت در گور.امیرخسرو دهلوی. || فتنه و آشوب کردن. پیکار و جنگ کردن:
او نصیحت بشنید اما بدگوی لعین
در میان شور همی کرد سبب جستن شر.فرخی.

جمله سازی با شور کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پیش از زمان آبگیری سد گتوند و پس از آن نقدهایی نسبت به شور کردن آب رود کارون توسط دریاچه این سد به دلیل واقع شدن بر سازند گچساران و مجاورت با کوههای نمکی منتشر شده است. این نقدها باعث نگرانی‌های گسترده و در نتیجه تعویق چندباره زمان آبگیری آن شده بود.

💡 پی خسروان شیرین هنر است شور کردن به چنین حیات جان‌ها دل و جان سپار باری

💡 نمک ضمن جلوگیری از رشد میکروارگانیسم‌های زیان‌آور امکان رشد بهتر میکروارگانیسم‌های سودمند را برای انجام یک فرایند و تولید ماده غذایی خاصی فراهم می‌نماید. چنانچه این فرایند در مورد گوشت به کار گرفته شود آن را عمل‌آوری و در صورتی که در مورد میوه‌ها و سبزی‌ها مورد استفاده قرارگیرد آن را شور کردن می‌گویند