شور و فتور
مترادفها
زوال، فرسودگی، پوسیدگی
متضادها
رونق، شکوفایی، پویایی
لغت نامه دهخدا
شور و فتور. [ رُ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حدت و شدت، و کلمه فتور در این جا عربی نیست. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با شور و فتور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا در خراب کردن عالم کنند سعی شور و فتور و فتنه و آشوب و انقلاب
💡 پس از گذشت سالها، شور و فتور به روابط عاطفی آنها راه یافته بود و دیگر آن هیجان و اشتیاق روزهای اول را در خود نمیدیدند.
💡 بسیاری از کارمندان پس از سالها انجام کارهای تکراری و روتین، دچار نوعی شور و فتور شده و انگیزه خود را برای پیشرفت از دست میدهند.
💡 اگر یک تیم ورزشی پس از رسیدن به قهرمانی دچار شور و فتور شود، احتمال از دست دادن مقام خود در رقابتهای بعدی بسیار زیاد است.