شور و شغب
مترادفها
آشوب، هیاهو، ولوله
متضادها
آرامش، سکون، وقار
لغت نامه دهخدا
شور و شغب. [ رُ ش َ غ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) فتنه و غوغا و هیجان: الضجاج، المضاجّة؛ با یکدیگر شور و شغب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ضوضاء؛ شور و شغب. ( یادداشت مؤلف ):
بتا تا چشم چون نرگس گشادی
همه آفاق پر شور و شغب بود.عطار.
فرهنگ فارسی
فتنه و غوغا هیجان ضوضائ با یکدیگر شور و شغب کردن.
جمله سازی با شور و شغب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دست و پایش اندر جلاجل و خلخال فکنده شور و شغب در میان راهگذر
💡 چو شور پستهٔ تو تلخیی کند به شکر هزار شور و شغب در شکرستان فکند
💡 باز کرد از او یکی دیگر طلب خواجه او را داد بی شور و شغب
💡 عاشقی درد سر است و کی رود این دردسر تا ز خسرو هر شبی شور و شغب خواهم کشید
💡 آن کشان و خود دوان و از عقب لشکر ابلیس با شور و شغب
💡 بس شور و شغب در من بی باک انداز زان غلغله در گنبد افلاک انداز
💡 پس از اعلام حکم دادگاه، شور و شغب در میان جمعیت معترض بالا گرفت و باعث شد که نیروهای امنیتی برای کنترل اوضاع وارد صحنه شوند.
💡 تاریخ نشان میدهد که در بسیاری از دورانهای سیاسی ناپایدار، شور و شغب در خیابانها میتواند منجر به تغییرات بنیادین در ساختار قدرت و حکومت شود.
💡 مدیریت صحیح بحران در زمان بروز شور و شغب بسیار حیاتی است تا از تلفات جانی و خسارات مالی گسترده به اموال عمومی جلوگیری به عمل آید.