شهنا
لغت نامه دهخدا
شهنا. [ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است پنج فرسنگی کاکی در فارس. ( از فارسنامه ناصری ).
فرهنگ عمید
سرنا، سورنای.
فرهنگ فارسی
شهنای، شاهنای، سرنا، سورنای
فرهنگ اسم ها
اسم: شهنا (دختر) (فارسی) (هنری) (تلفظ: shahna) (فارسی: شَهنا) (انگلیسی: shahna)
معنی: نوعی ساز معروف به سرنا، شاهنای
جمله سازی با شهنا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یانیس گزناکیس ارکستر مجلسی تولوز به رهبری اوریا کمب، سولیستهای کر رادیو تلویزیون فرانسه به رهبری مارسل کورو، کریستیان فراس و پیر باریزه، ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ایران، استاد بسم الله خان نوازنده نامی شهنای از هند، کاتاکالی توسط گروه کالا ماندالام، آرتور روبین اشتاین و استادان موسیقی ایران در دومین جشن هنر هنرآوری کردند.
💡 بسمالله خان صاحب (۲۱ مارس ۱۹۱۶–۲۱ اوت ۲۰۰۶) نوازنده ساز بادی شهنای بود. وی ساکن شهر بنارس بود و در کنار رود گنگ نوازندگی میکرد.