شهر فرنگی
لغت نامه دهخدا
شهرفرنگی.[ ش َ رِ ف َ رَ ] ( ص نسبی ) متصدی دستگاه شهر فرنگ.
فرهنگ فارسی
متصدی دستگاه شهر فرنگ
جمله سازی با شهر فرنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهر فرنگ نوعی سرگرمی کودکانه است به شکل جعبهای چهارگوش، سوار بر چهارچرخ و قابل حمل که از سوراخهای دیواره آن عکسهای قدیم ایران و عکسهای نقاط دیدنی و معروف جهان به نمایش درمیآید. در هنگامی که هنوز سینما و تلویزیون در ایران رواج و رونق نیافته بود بازار شهر فرنگ رونق داشت و کودکان تماشای این تصویرهای متحرک را که با توضیحات متصدی دستگاه همراه بود بسیار دوست میداشتند. در گذشته استقبال مردم از این وسیله سرگرمی به حدی بود که شهر فرنگی بودن شغل آبرومندی به حساب میآمد.
💡 در دوران استعمار، بسیاری از مردم به سبک زندگی و معماریهای جدید که در شهر فرنگی رواج یافته بود، با دقت نگاه میکردند.
💡 تغییرات فرهنگی و اجتماعی در شهر فرنگی به گونهای بود که باعث ایجاد تضاد میان سنتهای قدیمی و رفتارهای مدرن شده بود.
💡 با گسترش تجارت، سبکهای پوشش و آداب و معاشرت در شهر فرنگی به تدریج با فرهنگهای غربی و خارجی ترکیب شد.