لغت نامه دهخدا
شه باش. [ ش َه ْ ] ( اِ مرکب ) شاه باش. در تداول عامه، سکه یا نقل که بر سر داماد و عروس نثار کنند. نثار. رجوع به شاه باش و شاباش شود.
شه باش. [ ش َه ْ ] ( اِ مرکب ) شاه باش. در تداول عامه، سکه یا نقل که بر سر داماد و عروس نثار کنند. نثار. رجوع به شاه باش و شاباش شود.
شاه باش در تداول عامه سکه یا نقل که بر سر عروس و داماد نثار کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر زانکه باشد سزاوار تو تو شه باشی و او پرستار تو
💡 بگیرم به نام تو گیتی همه تو شه باشی و من شبان رمه
💡 تو شاه از آن کده کافتاب عالم ازوست همیشه تو شه باش و همیشه این کده باد