لغت نامه دهخدا
شنگرف کاری. [ ش َ گ َ ] ( حامص مرکب ) شنگرف به کار بردن در ساختن چیزی:
بیا ساقی آن زیبق تافته
به شنگرف کاری عمل یافته.نظامی.|| سرخی. ( ناظم الاطباء ).
شنگرف کاری. [ ش َ گ َ ] ( حامص مرکب ) شنگرف به کار بردن در ساختن چیزی:
بیا ساقی آن زیبق تافته
به شنگرف کاری عمل یافته.نظامی.|| سرخی. ( ناظم الاطباء ).
شنگرف بکار بردن در ساختن چیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا ساقی آن زیبق تافته به شنگرف کاری عمل یافته