لغت نامه دهخدا
شنفتنی. [ ش ِ ن ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) آنچه سزاوارشنیدن است. آنچه توان او را شنید. که توانش شنید.
شنفتنی. [ ش ِ ن ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) آنچه سزاوارشنیدن است. آنچه توان او را شنید. که توانش شنید.
💡 دردی دارم که گفتنی نیست ور گفته شود شنفتنی نیست
💡 دل اسیر شود گوش هوش اگر داند که هر ادای نگفتن شنفتنی دارد