شلمی

لغت نامه دهخدا

شلمی. [ ش َ ل َ ] ( ص نسبی ) شلغمی. منسوب به شلم. منسوب به شلغم. ( یادداشت مؤلف ):
شلمی آش میپزد بی بی.خاقانی.

جمله سازی با شلمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دهستان شلمی یکی از دهستان‌های بخش گلی‌داغ شهرستان مراوه‌تپه در استان گلستان ایران است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران