شش طرف

مترادف‌ها

شش‌جانبه، شش‌ضلعی

لغت نامه دهخدا

شش طرف. [ ش َ / ش ِ طَ / طَ رَ ] ( اِ مرکب ) شش جهت که مشرق و مغرب و شمال و جنوب و فوق و تحت باشد. ( ناظم الاطباء ). به معنی شش جهت و شش سو است. ( از آنندراج ):
بربست به نام خویش شش حرف
گرد کمر زمانه شش طرف.نظامی.رجوع به شش جهت شود.

فرهنگ فارسی

شش جهت که مشرق و مغرب و شمال و جنوب و فوق و تحت باشد.

جمله سازی با شش طرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بربست به نام خود به شش حرف گرد کمر زمانه شش طرف

💡 چون صبح عید هفتم ماه رجب رسید از شش طرف نوید هزاران طرب رسید

💡 ابری سیه ز آه یتیمان به پای خاست از شش طرف هوا به زمین پر به پر گریست

💡 افراط ناقبولی بر خاک آبرو چید مغز جهات گردید از شش طرف رد ما

💡 مهندس معمار برای طراحی دقیق این ساختمان، باید تمام ابعاد و شش طرف محیط پیرامون زمین را با دقت بسیار بالا و با استفاده از ابزارهای نوین نقشه‌برداری اندازه‌گیری کند.

💡 در جریان بحث‌های استراتژیک نظامی، فرمانده باید تمام شش طرف جبهه را تحت نظر داشته باشد تا از هرگونه حمله ناگهانی دشمن در نقاط کور جلوگیری به عمل آورد.

💡 وقتی می‌خواهیم یک جعبهٔ چوبی بسیار مستحکم و بادوام بسازیم، باید دقت کنیم که شش طرف آن کاملاً هم‌اندازه و بدون هیچ‌گونه شکاف یا نقص فنی در محل اتصال‌ها باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران