شجاع السلطنه
لغت نامه دهخدا
شجاع السلطنه. [ ش ُ عُس س َ طَ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) از شاهزادگان نامور عصر قاجاریان بود. مولف مجمعالفصحاء نویسد: شاهزاده حسنعلی میرزا ونوه فتحعلیشاه قاجار که مادرش دختر جعفرخان بن قادرخان عرب حکمران بسطام بوده است و برادر کهتر شاهزاده حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس است. سالها در دارالخلافه در دربار فتحعلیشاه بود تا اینکه حاکم دارالخلافه تهران گشت و چون خوانین خراسان آشوب کردند برای سرکوبی و استمالت به خراسان رفت و زد و خوردهایی با افاغنه نیز داشت و زمانی حکمران کرمان بود و پس از مرگ فتحعلیشاه اطاعت سلطان محمدشاه ننمود و به شیراز فرار کرد اما او را دستگیر و کور کردند. مدتی در تبریزو تهران به سر برد و در سال 1270 هَ. ق. درگذشت. گاهی شعر میسرود و شکسته تخلص میکرد و ممدوح الفت کاشی بود. ( از مجمع الفصحاء ج 1 ص 35 و الذریعه ج 9 ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:بختیاری، لطفعلی خان (۱۲۷۹ـ۱۳۶۶ق)
جمله سازی با شجاع السلطنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قصیده ای از حکیم قاآنی شیرازی در مدح شاهزاده حسنعلی میرزا شجاع السلطنه:
💡 در مدح شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید.
💡 در توسعه اول در حدود ۱۲۰۰ ق مسجد، حسینیه و حمام در صحن شمالی و در زمینهایی که توسط شجاع السلطنه، پسر ششم فتحعلیشاه وقف امامزاده شد ساخته شدهاست.
💡 ولی، شجاع السلطنه والی خراسان غائله را خاتمه داد، فتحعلی شاه در این سال به خراسان رهسپار شد و در بام و صفی آباد,سعادت قلی خان بغایری با برادرش مرتضی قلی خان به حضور وی رسیدند و اظهار اطاعت نمودند و از طغیان خود عذر خواستند.