لغت نامه دهخدا
شب جا. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) منزل شب و جایگاه شب و شب باش. ( ناظم الاطباء ).
شب جا. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) منزل شب و جایگاه شب و شب باش. ( ناظم الاطباء ).
منزل شب و جایگاه شب و شب باش
💡 مردم چشمم نیاساید ز خواب زانکه هستش روز تا شب جای تر
💡 نبد روزش آرام و شب جای خواب تنش پر ز سختی دلش پرشتاب
💡 مرا جدا ز تو ویرانهای است هر شب جای که سوخت آتش هجر تو خانمان مرا
💡 کلبهای کاندرو به روز و به شب جای آرام و خورد و خواب من است
💡 همه شب جای خوابش خون گرفته زمین از اشک او جیحون گرفته
💡 حلقی که بوسه گاه نبی بود روز و شب جای سنان و خنجر اهل ستم نبود