شاه درخت

لغت نامه دهخدا

شاه درخت. [ دِ رَ ] ( اِ مرکب ) نام درخت صنوبر باشد و ناجو همان است. ( برهان ) ( آنندراج ). اسم درخت صنوبر است. ( از فهرست مخزن الادویه ). ناژو. ( برهان ).

فرهنگ عمید

= صنوبر

فرهنگ فارسی

صنوبر

جمله سازی با شاه درخت

💡 در باغ جهان شاه درختی است که دارد از دانش و داد و دین شاخ و تنه و بار

💡 پس حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه فرمود كه: از حديثى سؤال كردى كه كسى پيش از تو از من سؤ ال نكرده بود و بعد از من كسى خبر ايشان را بهتو نخواهد گفت مگر آنكه از من روايت كند، و در كتاب خدا هيچ آيه نيست مگر آنكه من تفسيرآن را مى دانم و مى دانم كه در كجا نازل شده از كوه و دشت، و در چه ساعت و چه وقتفرود آمده است از شب و روز، پس اشاره به سينه مبارك خود نمود و فرمود كه: در اينجاعلم بى پايان هست و ليكن طلبكارانش كمند و در اين زودى پشيمان خواهند شد در وقتى كهمرا نيابند، اى تميمى ! قصه ايشان آن است كه ايشان گروهى بودند كه درخت صنوبرىرا مى پرستيدند كه آن را شاه درخت مى گفتند، آن را يافث پسر نوح عليه السلام دركنار چشمه اى غرس كرده بود كه آن چشمه را روشناب (360) مى گفتند، و آن چشمه رابعد از طوفان نوح عليه السلام بيرون آورده بودند و ايشان را براى آن اصحاب رسناميدند كه پيغمبر خود را در زير زمين دفن كردند.