شاعل

لغت نامه دهخدا

شاعل. [ ع ِ ] ( ع ص، اِ ) اسب که در دم آن سپیدی باشد. ( منتهی الارب ). ذوالشعل. ( اقرب الموارد ). رجوع به شَعَل شود. || رجل شاعل؛ مرد پریشان غارت. ( منتهی الارب ). ای ذواِشعال. ( اقرب الموارد ). || آتش افروز. || تابدار. شعله دار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

اسب که در دم آن سپیدی باشد یا آتش افروز.

جمله سازی با شاعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان چو دیده منوّر، چنانکه در وی دود بسی زیاده نمودی ز آتش شاعل

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز