شارقه

لغت نامه دهخدا

( شارقة ) شارقة. [ ق َ ] ( اِخ ) شارجه. رجوع به شارجه شود.
شارقة. [ رِ ق َ ] ( ع ص ) چیزی روشن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ( اِ ) روشنی آفتاب. ( غیاث ) ( آنندراج ).
شارقة. [ رِ ق َ ] ( اِخ ) قلعه ای است به اندلس. ( منتهی الارب ). حصنی است در اندلس از اعمال بلنسیه، واقع در خاور اندلس. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

قلعه ایست باندلس. حصنی است در اندلس از اعمل بلنسیه واقع در خاور اندلس.

جمله سازی با شارقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زائرین می‌توانند از دوراه ساحلی به موقع مسجد تاریخی برسند. از طریق شارقه (شارجه) ذَید، مسافی.

💡 مداومت بر اين كلمات بعد از صلاه در آناء الليل اقلا پانصد مرتبه منشاءحصول رؤياى صادقه و وصول سير به مفاتيح شارقه است و مشخص است كه وجودشرائط در همه حال ضرور است.(407)

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز