سیه پستان

لغت نامه دهخدا

سیه پستان. [ ی َه ْ پ ِ ] ( ص مرکب ) زنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد. ( برهان ) ( آنندراج ):
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان.خاقانی.

فرهنگ عمید

= سیاه پستان

فرهنگ فارسی

۱ - زنی که پستانش سیاه رنگ باشد. ۲ - زنی که کودک خود را مراقبت و تربیت نکند. ۳ - زنی که هر کودک شیر او را بخورد بمیرد.
رنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد.

جمله سازی با سیه پستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بکرست این عجوز سیه پستان بکرست زن چو بدهی عنین را

💡 کرده از بهر طفل بی‌فرمان مادر طبع را سیه پستان

💡 از خونِ دل طفلان سرخاب رخ آمیزد این زال سپید ابرو این مامِ سیه پستان