سیمین بناگوش
مترادفها
گوشواره نقرهای
لغت نامه دهخدا
سیمین بناگوش. [ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بناگوشش چون سیم سپید باشد:
پری پیکر نگار پرنیان پوش
بتی سنگین دل سیمین بناگوش.نظامی.
فرهنگ فارسی
آنکه بنا گوشش چون سیم سپید باشد
جمله سازی با سیمین بناگوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش
💡 ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش دلم پر نیش گشت و طبع پر نوش
💡 خال است بر آن صفحه سیمین بناگوش یا نقطهای از غالیه بر یاسمن است آن
💡 رخم زرین همی دارد زنخدان و بناگوشت که هم سیمین بناگوشی و هم سیمین زنخدانی
💡 پریپیکر نگار پرنیانپوش بت سنگیندل سیمین بناگوش
💡 بیا و جام زرینی بکن نوش ز دست ساقی سیمین بناگوش