سیستانی

لغت نامه دهخدا

سیستانی. ( ص نسبی ) منسوب به سیستان. اهل سیستان. || یکی از لهجه های مهم ایرانی است که مردم سیستان بدان تکلم کنند. فرهنگ نویسان آنرا یکی از چهار زبان متروک پارسی یاد کرده اند. ابوریحان بیرونی در صیدنه چند لغت از لهجه سیستان قدیم آورده است. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

یا سگزییکی از لهجه های مهم ایرانی است که مردم سیستان بدان تکلم کنند. فرهنگ نویسان آنرا یکی از چهار زبان متروک پارسی یاد کرده اند. ابوریحان بیرونی در صید نه چند لغت از لهجه سیستانی قدیم آورده است و در فرهنگهای پارسی هم چند لغت سیستانی آمده. لهجه کنونی مردم سیستان دنباله لهجه قدیم است.
( صفت ) منسوب به سیستان ۱ - از مردم سیستان اهل سیستان سگزی. ۲ - زبان و لهجه مردم سیستان.

جمله سازی با سیستانی

💡 تُجگی یا تجکی، از طایفه های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می باشد..

💡 حیدری، از طایفه‌های سیستانی در استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

💡 برخوردار یکی از طایفه‌های سیستانی در استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

💡 تنگ است برگ رامش، تلخ است زندگانی آنرا که پیشکار است درویش سیستانی

💡 سازمان دریا روستایی کوچک از اهالی سیستانی آن منطقه می‌باشد و فامیلهای همه آنها دریا می‌باشد

💡 اسب سیستانی یکی از بهترین و معروف‌ترین نژادهای اسب در ایران و جهان می‌باشد.