«سیرش» واژهای فارسی است که به معنای حجاب، نقاب یا روبنده به کار میرود و بیشتر در متون قدیمی و ادبی دیده میشود. این واژه به ویژه برای پوشش سر عروس به کار میرود و نوعی پارچه نفیس و چیندار است که بر سر او انداخته میشود. سیرش معمولاً سرخرنگ است و جلوهای زیبا و آراسته به پوشش عروس میبخشد و نقش تزئینی و فرهنگی دارد. علاوه بر کاربرد عروسانه، «سیرش» میتواند به معنای کلی حجاب و نقاب برای پوشش صورت و سر نیز به کار رود. در منابع تاریخی و ادبی، عبارتهایی مانند «سیرش برافکندن خود را» به معنای پوشاندن خود با روبنده یا حجاب آمده است. این نوع پوشش نه تنها جلوه ظاهری دارد، بلکه نمادی از حجب و حیا و رعایت آداب اجتماعی نیز محسوب میشود.
سیرش
لغت نامه دهخدا
سیرش. [ رَ ] ( اِ ) حجاب. نقاب. روبنده. خصوصاً روی پوش چین دار سرخ رنگی از پارچه های نفیس که بر سر عروس می اندازند. ( ناظم الاطباء ): الاختمار؛ سیرش برافکندن خود را. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
حجاب و نقاب و روبنده و خصوصا روی پوش چین دار سرخ رنگی از پارچه های نفیس که بر سر عروس می اندازند.
جمله سازی با سیرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب
💡 دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب سیرش بندیدیم و روان شد بشتاب
💡 نعل شبرنک فلک سیرش مه منجوق صبح پرچم رایات منصورش خم گیسوی شام