کلمهی «سیاووش» در فارسی به معنای دارنده اسب نر سیاه است و در ادبیات کلاسیک، به ویژه در شاهنامه فردوسی، شخصیتی تاریخی و اسطورهای را معرفی میکند. سیاووش شاهزادهای ایرانی و پسر کیکاووس است که به دلیل رد کردن عشق نامادری خود، سودابه، مورد بهتان و تهمت قرار گرفت. او در پی این توطئه به توران زمین رفت و با فرنگیس، دختر افراسیاب، ازدواج کرد. سیاووش در نهایت به فرمان افراسیاب کشته شد و داستان او ترکیبی از شجاعت، پاکدامنی، وفاداری و تراژدی را نشان میدهد. او همچنین پدر کیخسرو، پادشاه کیانی است و نسل او در شاهنامه نقش مهمی در ادامه داستانهای پهلوانی و سلطنتی ایفا میکند. واژه «سیاووش» علاوه بر معنی لغویاش، نماد پاکدامنی، شجاعت و قربانی شدن برای اخلاق و شرافت نیز در فرهنگ و ادبیات فارسی است. کاربرد این نام در ادبیات فارسی همواره با اقتدار، شرافت و تراژدی پهلوانی همراه بوده است.
سیاووش
لغت نامه دهخدا
سیاووش. ( اِخ ) رجوع به سیاوش شود.
فرهنگ اسم ها
اسم: سیاووش (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: siyāvuš) (فارسی: سياووش) (انگلیسی: siyavush)
معنی: سیاوش، ( = سیاوش )
جمله سازی با سیاووش
💡 چون سیاووش زآتش به سلامت گذرد هر که امروز در اندیشه فردا سوزد
💡 چون سیاووش مسلم گذرد از آتش هر که مردانه تواند ز می ناب گذشت
💡 سیاووش بنشست با او به تخت به دیدار او شاد شد شاه سخت
💡 ز غم مست از شراب گریه مدهوش در آتش راند مرکب چون سیاووش
💡 چون سیاووش رفته زآفت نو وآمده باز همچو کی خسرو
💡 سیاووش را هم به فرجام کار بکشت و برآورد از ایران دمار