لغت نامه دهخدا
سگکی. [ س َ گ َ ] ( ص نسبی، اِ ) داو کشتی که هر دو دست هردو حریف در کار نباشد و پاها را هردو حریف باهم بند کرده هریکی بسوی خود کشند مثل بندشدن سگ با ماده. ( از غیاث ). نام فنی از کشتی و آن دو قسم است یکی سگکی واژونه که دستهای حریف در کار نباشد و پاها باهم بند کرده یکدیگر را بکشند و بند کنند و زور کنند. دوم سگکی روبرو که دستها و پاها باهم بند کنند مثل بند شدن دو سگ. ( آنندراج ):
غیر برگشت فغان از سگکی وارونه
فیل زور است مبارک بود این میمونه.میرنجات ( از آنندراج ).