لغت نامه دهخدا
سوگی. ( ص نسبی ) سوگوار که به معنی ماتم زده و اندوهگین باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). سوگوار. مصیبت زده. ماتم زده. اندوهگین. ( ناظم الاطباء ).
سوگی. ( ص نسبی ) سوگوار که به معنی ماتم زده و اندوهگین باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). سوگوار. مصیبت زده. ماتم زده. اندوهگین. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) سوگوار ماتم زده.
سوگوار و مصیبت زده و ماتم زده و اندوهگین
اسم: سوگی (دختر) (ترکی) (تلفظ: sevgi) (فارسی: سِوگی) (انگلیسی: sevgi)
معنی: محبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر جا ز شرح بزم تو سوگی کنند طرح خوناب دل به رخ رود از دیده ی ندیم
💡 جومون سوگی در کناره شمالی کوه میانورا، بلندترین قله جزیره یاکوشیما (با بلندی ۱۳۰۰ متر) قرار گرفتهاست. شناسایی این درخت در سال ۱۹۶۸ به حفاظت از جنگلهای یوکوشیما و نیز افزایش گردشگری جزیره منجر شد که اکنون بیش از نیمی از اقتصاد آن را تشکیل میدهد.
💡 بلندی جومون سوگی ۲۵٫۳ متر (۸۳ فوت) و دور تنه آن ۱۶٫۴ متر (۵۴ فوت) است. دارای حجمی در حدود ۳۰۰ مترمکعب (۱۰۰۰۰ فوت مکعب) است که آن را بزرگترین درخت از گونه مخروطیان در ژاپن میکند. پژهشهای درختگاهشماری بدست پژوهشگران ژاپنی نشان دادهاست که عمر آن حداقل ۲۰۰۰ سال است.
💡 معجری پوشیده بر زیر کلاه کرده همچون سوگیان معجر سیاه
💡 رئیس هیئت امنا سوگی کورتولموش است. رئیس دانشگاه احمد یلدیریم است.
💡 این درخت در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده و عمر آن را میان ۲۱۷۰ تا ۷۲۰۰ سال گمانه میزنند. نام این درخت از بههمپیوستن واژه جومون (برگرفته از دوره جومون در تاریخ ژاپن) با سوگی (نام محلی این گونه درختان) ساخته شدهاست.